مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
مرا در عالم ذَر حضرت زهرا سوا کرده برایم آبـرودار آبرویی دست و پـا کرده کنیز روضهات میخواست من هم نوکرت باشم دعای مادرت حاجات مادر را روا کرده شبیه طبل تو خالی؛ نه طبل روضههای تو منم آن پوچی مطلق که عمری ادعا کرده صدایت میزنم با بغض، مثل «کودکیهایم» که در بازار غربت دست مادر را رها کرده به تو امّید دارم من، شـبـیه آن پـسربچه که هر باری زمین افتاده بابا را صدا کرده دلم قیمت گرفته با شکستن، مثل آن قلّک که هر چه داشت را خرج عزادارِ شما کرده فقیرم؛ آن فقیری که غنیتر از سلاطین است خدا خیرش دهد هر کس مرا اینجا گدا کرده شبم روز است، با عکسی که از دیوار میتابد خدا رحمت کند هر کس که گنبد را طلا کرده کـبـوتـر نیـسـتم اما فقط یک آرزو دارم کلاغ قـصۀ غـربت هـوای کـربلا کرده |